تبليغاتX
بسم الله ارحمن الرحیم

غلو ..و دروغ بستن به اهل بيت (عليهم السلام)

 

 

 

دروغ وبهتان بستن به اهل بيت (عليهم السلام) در ابتداي ظهورش با برخورد شديد ائمه مواجه شده و اطرافيان خويش را از ورود در اين وادي ضلالت نهي کرده‌اند، و خطورت آن را گوش زد مي‌کردند.

 

از ابوبصير روايت شده که مي‌گويد : از ابوعبدالله –عليه السلام- شنيدم که مي‌فرمود : (خداوند پاداش دهد کسي را که ما را محبوب مردم قرار مي‌دهد، نه مبغوض، به خدا سوگند اگر مردم گفته‌هاي نيک ما را روايت کنند موجب عزت خويش مي‌شوند و کسي نمي‌تواند دروغي به آنها نسبت دهد، اما کساني از آنها هستند که از ما کلمه‌اي مي‌شنوند و ده کلمه را به آن مي‌افزايند).[1]

 

ابوعبدالله در روايتي ديگر مي‌فرمايد : (برخي از افراد که ادعاي پيروي از اهل بيت را دارند به حدي بر ما دروغ مي‌بندند که شيطان براي دروغ گفتن به آنها نياز پيدا مي‌کند).[2]

 

باز مي‌فرمايد : (مردم چنان اشتياق زيادي به دروغ‌پردازي بر ما دارند، که گويي خداوند همان را بر آنها فرض کرده‌ است و چيزي غير از آن نمي‌خواهد، گاهي براي يکي از آنها حديثي بيان مي‌کنم، هنوز مرا ترک نکرده، دست به تأويل و تحريف معني آن مي‌زند، دليل آن هم اينست که هدف آنها از روايت احاديث، محبوبيت ما نيست، بلکه دنيا را مقصد قرار داده‌اند).[3]

 

صداقت و راستي چندان اهميت دارد که اهل بيت (عليهم السلام) پيروان خويش را به آراسته شدن به اين رفتار نيکو توصيه کرده‌اند. ابوعبدالله –عليه السلام- مي‌فرمايد : ما اهل بيت افرادي بسيار راستگو هستيم، لذا هميشه افرادي هستند که قصد خدشه‌دار کردن ما را با دروغ بستن بر ما دارند. پيامبر -صلي الله عليه وسلم- هم از لحاظ لهجه و هم از لحاظ سخن، صادقترين و نيکوترين خلائق بود، لذا در مقابلش مسيلمه کذاب پيدا شد و بر وي دروغ مي‌بست. اميرمؤمنان –عليه السلام- نيز راستگوترين مردم و پاکترين آنها بعد از پيامبر -صلي الله عليه وسلم- بود که در راه ايشان نيز شخصي مانند عبدالله بن سبأ يافت شد و بر وي دروغ بست).[4]

 

از ابان پسر عثمان نيز روايت است که از ابوعبدالله -عليه السلام- شنيدم که مي‌فرمود : خداوند عبدالله بن سبأ را لعنت کند که نسبت خدايي به امير مؤمنان -عليه السلام- داد، در حاليکه ايشان جز بنده‌اي مطيع نبود، واي به حال کسي که بر ما دروغ بندد، افرادي هستند که بر ما دروغ مي‌بندند و در مورد ما مطالبي روايت مي‌کنند که ما در حق خويش آن را نگفته‌ايم. ما از آنها به خدا پناه مي‌بريم، ما از آنها به خدا پناه مي‌بريم).[5]

 

امير مؤمنان –عليه السلام- مي‌فرمايد : (روزي پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مرا فراخواند و فرمود : اي علي تو از جنبه‌اي با عيسي پيامبر -صلي الله عليه وسلم- مشابهت داري، يهوديان خيبر با وي کينه داشتند و بالاخره به مادر وي تهمت زدند و مسيحيان نيز وي را به طور افراط دوست داشتند به طوري که چنان مقامي براي وي قايل شدند که شايسته وي نبود. امام سپس فرمود : پس اي مردم بدانيد که در مورد من دو گروه به گمراهي مي‌روند، گروهي که از شدت محبت در مقام من افراط مي‌کنند و کينه‌توزي که درنهايت به من بهتان مي‌زند، اي مردم بدانيد که من پيامبر نيستم و به من وحي نمي‌شود، من فقط بنده‌اي فرمانبردار و عامل به کتاب خدا و سنت پيامبر -صلي الله عليه وسلم- هستم و حق من بر شما فقط در چارچوب فرمانبرداري خداست، چه دوست داشته باشيد و چه بد بدانيد).[6]

 

غلو و زياده‌روي بيماري ويرانگري است خواه در فعل باشد يا در قول، و خطر آن دوچندان خواهد بود اگر در امر دين باشد، و اگر حب بغض انسان را غلو و افراط رهبري کند يقنا اثر تخريبي عظيمي خواهد داشت.

 

بدين خاطر ائمه به شدت از غلو در حق آنها نهي کرده‌اند، امام علي -عليه السلام- مي‌فرمايد : (خداوندا من از غلو کنندگان بيزاري مي‌جويم همانند عيسي پسر مريم که از نصاري بيزاري جست، خداوندا آنان را براي هميشه خوار و ناکام ساز و هرگز آنها را موفق نگردان).[7]

 

امام صادق مي‌فرمايد : (غاليان بدترين مخلوقات خدايند، بزرگي خدا را کوچک شمارده و براي بندگان خدا حق ربوبيت و خدايي قايل هستند، قسم به خدا که آنان از يهود و نصاري و مجوس و مشرکان نيز بدتر و پست‌ترند).[8]

 

و در پايان باز متذکر مي‌شويم که تمام روشهاي مذکور، اسبابي در جهت ناسزاگويي به اصحاب -رضي الله عنهم-، خرده‌گيري و عيب‌جوئي از آنان و ... بوده و هنوز هم مي‌باشد.

 

 

نوشته شده توسط نادر کامیاب در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 1:0 | لینک ثابت |