تبليغاتX
بسم الله ارحمن الرحیم
با سلام خدمت دوستان:
چهره كريه وحدت خواهي دروغين دوباره رخ نمود.
هنوز اهل سنت از داغ توهين هاي برنامه ماه عسل در 17 رمضان مي سوزد كه اين برنامه با نماد دشمني و تفرقه در اين روزها برنامه گذاشت.جناب آقاي تيجاني!!!
وقتي تيجاني را در اين برنامه ديدم،در بهتي فرو رفتم كه اصلا باورم نمي شد و با خود مي گفتم كه يك نفر ديگرست تا اينكه مجري گفت كه او آقاي تيجانيست.خدايا ديگر بايد چه كنيم؟هر كسي از خانه باباش قهر مي كند مي رود مي گويد من سني بودم حالا شيعه شدم.اين هام كتابهايست كه در رد اهل سنت نوشتم.
كتاب آنگاه هدايت شدم كه آيينه تمام نماي حقد و كينه توزي نسبت به اهل سنت است در ميان اهل سنت در طي چندين سال متوالي بصورت رايگان توزيع شد.كتابي مملو از توهين ها و افترائات.سمبل تفرقه و عداوت.بطوريكه همين يك كتاب براي افروختن جنگ مذهبي كفايت مي كند.حالا در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي،پس از پخش سريال موهن چهل سرباز،سينمايي امام علي،دهها سخنراني توهين آميز،دهها برنامه توهين آميزتر و بعد از آن نمايش برنامه ماه عسل در 17 رمضان،اين بار در 24 رمضان نويسنده كتاب آنگاه هدايت شدم،به برنامه ماه عسل دعوت مي شود و باز روز از نو و روزي از نو.توهين ها از سر گرفته مي شود.تيجاني كه حتي يك روز در عمرش سني نبود،با كمال وقاحت و پررودي اعلام مي كند كه كتاب آنگاه هدايت شدم را براي شيعيان ننوشته است.بلكه مخاطب آن اهل سنت بوده اند.وقاحت تا كجا.كتابي كه از اول تا آخرش در قالب كلمات و الفاظي ديگر،چيزي به جز فحاشي و توهين به اهل سنت نيست و حالا در برنامه ماه عسل مي گويد كه مخاطب اين فحش ها و توهين ها اهل سنت بوده اند.خدايا ديگر چگونه ما را مي آزمايي؟آقاي تيجاني تونسي قبلا جزو صوفي هاي افراطي(غلات)بوده است و جزو مذهبي به نام فاميلي خودش.مذهبي به نام تيجانيه كه بنيانگذارش احمد تيجاني بوده است.مذهبي كه سر سوزني به اهل سنت ربطي ندارد.حالا اين عقده اي معلوم الحال مذهب باطلش را به اهل سنت تعبير مي كند كه چه بگويد؟؟؟
اي كاش اسرائيل بر ما حاكم بود تا كمتر زجر مي كشيديم.چقدر ما بايد براي وحدت هزينه كنيم.چقدر بايد به بهانه وحدت به ما توهين شود.مذهبي كه اساسش مخالفت و توهين است،چگونه مي تواند به وحدت برسد بدون آنكه عقايد خود را تعديل كند؟اصولا در چنين مذهبي وحدت امكان پذير نيست.چرا كه خود وحدت بر خلاف آن دين و مذهب است.چرا كه در آن دين و مذهب تكفير،توهين و رد طرف مقابل يكي از اصول است.چطور بايد با چنين مذهبي به وحدت رسيد؟آكساني كه از آنها حرف وحدت مي زنند،چيزي به جز دروغ نمي گويند.البته آنها اسمش را دروغ نمي گذارند.مي گويند تقيه.هدفشان نه وحدت بلكه جلب همكاري مسلمين جهان به اسم وحدت است.اما لايه هاي دروني احساسشان نسبت به مسلمين در جاهايي آشكار مي شود و غده هاي چركين نفرت و انزجارشان بالاخره سر باز مي كند و اين روزها تلويزيون بيشترين نماينگر اين غده هاي چركينيست كه هر لحظه سر باز مي كند و آنچه كه از درون اين غده هاي چركين بيرون مي ريزد،چيزي به جز كينه،نفرت،توهين،انزجار نيست كه در نهايت شرارت تحت عنوان رسانه ملي صورت مي پذيرد.همين اسم كافيست كه شاهدي باشد كه آنها اهل سنت را جزو ملت نمي دانند.دلم براي آن ايراني مي سوزد كه قبل از صفويه بود.ايراني بر فراز قله هاي علم و افتخار كه از آن دانش و دانشمند مي جوشيد.ادبا و شعرا و علما......كجايند،سعدي ها و حافظ ها.كجايند خيام ها،عطارها؟كجايند بوزجاني ها،جامي ها؟همه رفتند و مهد زايش اين شيران،به ويرانه اي بدل شد.زور سر نيزه ايران را به كشوري مذهبي بدل كرد و تا شعاع پانصد كيلومتري اصفهان هر آنچه كه از بشر بود به قوت تيغ قزلباش ها و به امر شاه صفوي،شيعه شد.سه راه گذاشتند.شيعه شدن.جلاي وطن.يا مردن و امروز بعد از گذشت بيش از پانصد سال فرزندان كسانيكه در عصر صفوي به زور شمشيرها شيعه شده اند،از قزلباش هايي كه آنها را شيعه كرده اند،افراطي تر شده اند.آدبيات شيعه صفوي به جاي ادبيات اسلامي كه در آن آن بزرگ مردان قبل از صفوي رشد مي كردند،جايگزين شد و به همين خاطر تا به امروز حتي يك نفر و حتي يك نفر مانند گذشتگان خود نداشته ايم.(در اين مورد مقاله اي نوشته ام به نام خانمان سوزنرين واقعه علمي ايران و روي كار آمدن دولت صفوي http://www.mosalman.net/vb/showthread.php?t=1563)
در پايان به همه كسانيكه اقدام به توهين به اهل سنت مي كنند،يادآوري مي كنم كه با اين كار خود به اجداد خودشان و فرزانگان ايران زمين كه قبل از صفويه مي زيستند،توهين مي كنند و ريشه هاي خود را مي سوزانند.اگر نمي توانند به امت اسلامي احترام بگذارند،حداقل به اجداد خود كه چنان افتخار آفرين بوده اند،احترام بگذارند.
اجازه دهند كه وحدت شكل گيرد كه اگر به اين منوال پيش رود و هر روز عهدهاي خود را براي وحدت بشكنند،آينده اي بسيار تاريك در انتظار همه اعم از شيعه و سني كه در اين منطقه است،خواهد بود.
خداوند متعال به همه توفيق فهم صحيح دين عنايت بفرمايد.آمين
نوشته شده توسط نادر کامیاب در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 19:47 | لینک ثابت |

امر به روزه گرفتن عاشورا

هنگاميكه پيامبر گرامي مان حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم در ماه ربيع الاول سال اول هجري به مدينة منوره هجرت كردند، و ماه محرم سال دوم هجري را در مدينه سپري نمودند، ديدند كه يهود در روز عاشورا روزه مي گيرند، زيرا پيامبرشان موسي علیه السلام اين روز را روزه مي گرفت.  آن حضرت صلي الله عليه وآله وسلم يارانش را به روزه گرفتن اين روز امر نمود. صبح روز دهم محرم بود كه آن حضرت صلي الله عليه وآله وسلم دستور دادند تا همگي اين روز را روزه بگيرند در حاليكه بعضي از مردم مانند روزهاي ديگر شروع به خوردن و نوشيدن كرده بودند،  آنحضرت صلي الله عليه وآله وسلم به قريه ها و دهكده هاي اطراف مدينه نيز اشخاصي فرستاد تا به مردم اطلاع دهند كه روزه بگيرند و كسانيكه در اين روز شروع به خوردن و نوشيدن نموده بودند نيز از خوردن و نوشيدن امتناع ورزند و بقية روز را روزه بگيرند، در اين مورد احاديث زيادي روايت شده است كه ما بطور نمونه به ذكر چندي اكتفا مي كنيم:

1- از سلمه بن اكوع رضي الله عنه روايت است كه آنحضرت صلي الله عليه وآله وسلم به مردي از قبيلة اسلم امر نمود تا به مردم اعلان نمايد، كسي كه تا حالا نخورده است روزه بگيرد زيرا امروز روز عاشورا است[بخاري 2/59].

2- از مجزأة بن زاهر از پدرش روايت است كه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم به روزه گرفتن عاشورا امر نمود و فرمود: »كسيكه روزه دار است پس روزه اش را تكميل نمايد و كسيكه روزه دار نيست باقي روز را روزه بگيرد».[طبراني 1/351 المعجم الاوسط]

3- از بعجه بن عبدالله روايت است كه وي از پدرش شنيده است كه آنحضرت صلي الله عليه وآله وسلم روزي به آنها فرمود:« امروز روز عاشورا است پس روزه بگيريد«. شخصي از بني عمرو بن عوف گفت: اي رسول خدا، من از نزد قومم آمدم در حاليكه بعضي از آنها روزه داشتند و بعضي ديگر نداشتند! پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم فرمود: » برو به قومت بگو: كسانيكه روزه ندارند، روزه بگيرند و آنرا تكميل نمايند«[مسند امام احمد 6/467

نوشته شده توسط نادر کامیاب در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 1:0 | لینک ثابت |

ازدواج در ماه محرم    
23 بهمن 1385 ساعت 07:41

دکتر یوسف قرضاوی

ماهی که دارای چنین رتبه و مقامی باشد، شایسته است که مردم را نسبت به آن ماه خوشبین کنیم، و مردم را از ازدواج باز نداریم، و از سنت سیئه ای که فاطمیان افراطی در مصر بجای گذاشتند که ماه محرم را ماه حزن و نوحه سرایی قرار داده واز هر گونه شادی و سرور و همچنین ازدواج اجتناب ورزیده اند، رهایی یابیم، و پیروی نکنیم.

 


سوال: برخی از مردم معتقدند که ازدواج در ماه محرم بد یُمن یا حرام است؛ آیا چنین اعتقادی پایه و اساسی در دین دارد؟


جواب: این اعتقاد پایه و اساسی در دین ندارد.

آنچه در دین اسلام مُحرز است اینست که ماه محرم یکی از چهار ماه حرامی است که خداوند آن را گرامی داشته است و جنگ و نبرد را در آن ماهها حرام گردانیده، و گناه کردن و دشمنی ورزیدن در آن ماهها بیش از ماههای دیگر مورد نهی قرار گرفته است، و پیامبر (ص) به خاطر شرافت و کرامتی که آن ماه دارد آن را «شهر الله» نامیده است، و در پاسخ به مردی که در باره ی روزه ی مستحب از ایشان سوال نمود، فرمود: «ان کنت صائماً بعد رمضان فصُم المحرم فانه شهر الله فیه یوم تاب الله علی قوم و یتوب فیه علی قوم آخرین» اگر می خواهی بعد از ماه رمضان روزه بگیری، ماه محرم را روزه بگیر که آن ماه خداست و در آن روزی هست که خداوند در آن روز توبه گروهی را پذیرفته و توبه گروه دیگر را نیز خواهد پذیرفت».


ماهی که دارای چنین رتبه و مقامی باشد، شایسته است که مردم را نسبت به آن ماه خوشبین کنیم، و مردم را از ازدواج باز نداریم، و از سنت سیئه ای که فاطمیان افراطی در مصر بجای گذاشتند که ماه محرم را ماه حزن و نوحه سرایی قرار داده واز هر گونه شادی و سرور و همچنین ازدواج اجتناب ورزیده اند، رهایی یابیم، و پیروی نکنیم.


از نظر اسلام همه ماه ها و روزهای سال برای ازدواج، مبارک می باشند؛ زیرا، ازدواج یکی از شعائر دین و سنتی از سنت های پیامبر گرامی است، و هر کسی در هر زمان و هر مکان اقدام به ازدواج نماید، نیمی از دین خود را احراز و اطمینان بخش کرده است، و خوشا به حال کسی که نصف دین خود را بیمه وتضمین نموده باشد.

نوشته شده توسط نادر کامیاب در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 0:54 | لینک ثابت |

از عجایب خلقت و شگفتیهای جهان اسلام

  درختی در حال رکوع

بدون شرح

سنگی در حال سجده

اسم جلاله الله در داخل شهد عسل

شتر سفید دیده بودید؟

 در سونامی همه چیز به جز مساجد تخریب شدند

 گلبرگ گل را ببینید

جلل الخالق

بدون شرح

نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 21:26 | لینک ثابت |

1) سلام دادن را تو آغاز کن زیرا سلام موجب اطمینان طرف مقابل می شود.

 

2) تبسم کن زیرا تبسم طرف مقابل را سحر می کند و قلبش را می نوازد.

 

3) به طرف مقابل خود اهمیت ده و از او تقدیر کن و با مردم آنگونه برخورد کن که دوست داری با تو برخود کنند.

 

4) در شادی های مردم شریک شو.

 

5) نیازهای مردم را برآورده کن زیرا بدین ترتیب به قلبشان راه می یابی .نفس ها با برآورده کردن نیازها پر می شود .

 

6) از لغزشها درگذر و در روح و روان خود تسامح نشان بده .

 

7) در جستجوی شگفتی ها باش ودر پی آنها باش که باعث کسب دوستی و جذب قلوب می شود .

 

8) در هدیه دادن بخیل نباش اگر چه قیمت آن کم باشد زیرا ارزش معنوی آن بیشتر از ارزش مادی است .

 

9) دوست داشتن را به طرف مقابل اظهار کن زیرا کلمات دوست داشتنی به قلب ها نفوذ می کند .

 

10) در پی نصیحت مردم باش بگونه ای که آبروی مخاطب نرود .

 

11) با دیگران در حد توجه شان صحبت کن زیرا افراد میل دارند که در مدار توجه شان کسی با آنها گفتگو کند.

 

12) خوشبین باش و بشارت را در دور و بر خود پخش کن .

 

13) اگر دیگران کار خوبی انجام دادند از آنها تعریف کن زیرا ستایش در نفس اثر می گذارد اما در تعریف زیاده روی نکن .

 

14) کلمات خود را برگزین تا جایگاه تو بالا رود زیرا کلمه ی نیکو بهترین وسیله برای نوازش قلبهاست .

 

15) با مردم  متواضع  باش زیرا انسانها از کسی که احساس برتری می کند متنفر هستند .

 

16) در پی صید عیوب دیگران مباش بلکه به اصلاح عیوب خود مشغول باش .

 

17) هنرسکوت را بیاموز زیرا مردم کسی را که به آنها گوش می دهد دوست دارند .

 

18) دائره  دانش خود را وسیع گردان و درهر روز دوست تازه ای بدست آور.

 

19) تلاش کن که تخصص و توجهات خود را متنوع تر سازی ،این کار موجب آن میشود که هم دائره علم تو افزایش یابد و هم تعداد دوستانت .

 

20) اگر کار خوبی برای شخصی انجام دادی منتظر عوض آن نباش .

نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 21:20 | لینک ثابت |

پيدايش شيعيان امامی

 

اولين كسي كه مردم را به اصول و عقايد انان فراخواند يكي از يهوديان يمن موسوم به عبدالله بن سبأ بود كه در دوران عثمان بن عفان -رضي الله عنه- تظاهر به اسلام كرد و سپس به مسافرت در سرزمينهاي مختلف اسلامي جهت نشر اين عقيده‌ فاسد پرداخت.

امام طبري در تاريخ خود در ضمن حوادث سال 35 هجري درباره او مي ‌گويد:

«عبدالله بن سبأ يهودي اهل صنعا بود و مادرش سوداء نام داشت. در زمان عثمان -رضي الله عنه- اسلام آورد، سپس شروع به گردش در شهرهاي مسلمانان نمود و سعي مي‌ كرد آنها را گمراه كند. او دعوتش را از حجاز آغاز نمود و سپس بصره و بعد از آن كوفه و شام را درنورديد، در شام آنچه را كه مي ‌خواست نزد كسي نيافت، او را از آنجا طرد كردند، تا اينكه به مصر آمد، و مدتي طولاني در آنجا ماند و مي ‌گفت: جاي تعجب است كه عده‌اي مي‌گويند عيسي باز مي ‌گردد ولي بازگشت محمد را تكذيب مي‌ كنند؟ حال آنكه خداوند فرموده است: ﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ﴾. (القصص: 85). «آن كسي كه قرآن را بر تو نازل كرده است تو را به معاد باز مي‌گرداند».

پس محمد از عيسي به بازگشت سزاوارتر است، همچنين مي‌گويد: اين سخن مورد قبول واقع شد. سپس قضيه رجعت را وضع كرد و درباره آن سخن گفت، بعد از آن به آنها گفت: بي ‌ترديد هزاران پيامبر وجود داشته است و هر پيامبري داراي يك وصي بوده است و علي وصي محمد بوده است. سپس افزود كه محمد خاتم الانبياء و علي خاتم الأوصياست و افزود: چه كسي ظالمتر از كسي است كه به وصيت پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- عمل نكرده‌ و حق پيامبر خدا را گرفته و امر امت را به دست گرفته است. آنگاه افزود: عثمان به ناحق آن را به دست گرفته است و اين وصيت رسول خداست، پس به اين امر قيام نماييد و او را سرنگون كنيد با بدگويي به امراي خود آغاز و به امر به معروف و نهي از منكر تظاهر نماييد و دلهاي مردم را به دست آورده و آنها را به اين امر دعوت كنيد. پس از آن داعيانش را منتشر كرده‌ و با كساني كه در شهرهاي مختلف فاسد بودند، مكاتبه كرده‌ و مردم را به صورت پنهاني به افكار خود دعوت مي‌كرد[1].

تاريخ رافضيان چنين آغاز شد و با عقايدي كه ابن‌ سبأ در ميان گمراهان منتشر كرد عقلها و قلبهاي بسياري از آنها را فاسد كرد. اين حيله همواره مؤثر بود تا اينكه به شهادت خليفه سوم عثمان بن عفان -رضي الله عنه- به دست اين گروه فاسد انجاميد.

محكوم و تقبيح كردن ابن سبأ توسط علي ابن ابيطالب  -رضي الله عنه-

 

هنگامي كه علي بن ابيطالب -رضي الله عنه- به خلافت رسيد، آن عقايد بيش از پيش رواج پيدا كرد تا اينكه اين امر به گوش علي رسيد. او شديداً آن را تقبيح كرد و از ابن سبأ و پيروانش تبري جست.

ابن عساكر با سند صحيح از عمار دهني روايت مي ‌كند كه مي ‌گويد: از اباطفيل شنيدم كه مي ‌گفت: مسيب بن لجبه را ديدم كه ابن سوداء را به نزد او آوردند و علي بر منبر بود، علي پرسيد كه چه شده است؟ گفت: او بر خدا و رسولش دروغ مي‌بندد[1]. از يزيد بن وهب به نقل از علي -رضي الله عنه- روايت شده است كه مي ‌گفت: چه تناسبي بين من و اين مَشك (كيسه) سياه وجود دارد؟[2]

همچنين از طريق يزيد بن وهب از علی روایت شده است که علی ابن ابیطالب می‌ گفت: چه ارتباطي بین من و این مَشك سیاه وجود دارد در حالي كه او درباره ابوبکر و عمر زبان درازی مي ‌كند[3].

این روایتها با اسناد صحيح از علی -رضي الله عنه- روايت شده است[4].

نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 19:15 | لینک ثابت |

عمر در مقابل نص قرآن و برخلاف آن اجتهاد مي ‌كرد!!!

مي گويند:
عمر در مقابل نصوص صريح قرآن و سنت نبوي اجتهاد و تأويل مي ‌كرد. از جمله اينكه مي‌ گويد: «متعتان كانتا علي عهد رسول الله -صلى الله عليه وسلم- و أنا أنهي عنهما وأعاقب عليهما»: «دو متعه كه در زمان رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- وجود داشتند من شما را از انجام آنها منع و به سبب انجام دادن آن نهي مي ‌كنم». و خطاب به كسي كه جنب مي ‌شد و آبي براي غسل كردن نمي‌ يافت مي‌ گفت: نماز نخوان. عليرغم اينكه خداوند در سوره مائده فرموده است:  «فإن لم تجدوا ماءً فتيمموا صعيداً طيباً»[ صحيح ان چنين است (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً). (سوره مائده آيه 6).]: «چنانچه [براي وضو يا غسل] آب نيافتيد با خاك پاك تيمم كنيد».

جواب
طعن اين گونه افراد نسبت به عمر -رضي الله عنه- به سبب نهي او از دو متعه از اتهامات قديمي اين گروه نسبت به عمر بن خطاب –رضي الله عنه- است كه علما به وسيله آنچه ادعايشان را باطل مي ‌كند به آن پاسخ داده ‌اند.

شيخ ‌الاسلام ابن‌تيميه (رحمه الله) در منهاج السنه در ردّ كلام ابن ‌مطهر در اين ‌باره مي‌ فرمايد: «اگر آنها به اين علت نسبت به عمر طعن وارد كنند، پس بايد بدانند كه ابوذر بيش از عمر از اين كار نهي مي‌ كرد[مسلم در صحيحش روايت از ابراهيم تيمي به نقل از پدرش به روايت از ابوذر آورده است كه گفت: «متعه فقط مخصوص اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وسلم- بود» و در روايت ديگري آمده است:«دو متعه يعني متعه زنان و متعه حج فقط براي ما جايز است. (صحيح مسلم متاب الحج باب جواز المنتع) ج2 ص897.
] و مي ‌گفت: متعه فقط مخصوص اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وسلم- بود. اين در حالي است كه اين گروه گمراه ادعا مي‌ كنند ابوذر را دوست دارند و او را گرامي مي ‌دارند. اگر در اين مسأله مستوجب طعن و سرزنش باشد. پس بايد ابوذر را هم به خاطر اين گفته سرزنش كنند و گر نه چگونه است كه عمر و نه ابوذر را سرزنش مي‌ كنند در حالي كه عمر از فضايل، فقه و علم بيشتري داشت».

همچنين بايد گفت عمر -رضي الله عنه- متعه حج را تحريم نكرد. بلكه از ضبّي بن معبد روايت شده است زماني كه گفت: من براي حج و عمره با هم احرام بسته‌ ام. عمر به او گفت: تو به سنت پيامبرت هدايت شده‌اي. نسائي و ديگران آن را روايت كرده ‌اند.

از عبدالله بن عمر -رضي الله عنهما- روايت شده است كه او آنها را به متعه فرا مي ‌خواند. به او گفتند: پدرت مردم را از آن نهي مي ‌كرد. او در پاسخ گفت: قصد پدرم آن چيزي نبود كه شما مي ‌گوييد. هنگامي كه بر او اصرار كردند گفت: آيا رسول خدا سزاوارتر است كه از او پيروي كنيد يا عمر؟

همچنين از عمر روايت شده است كه گفت: چنانچه حج بگذارم متعه مي ‌كنم. يعني حج و عمره را با يك احرام انجام خواهم داد. قصد عمر اين بود كه به آنها دستور بدهد بهترين و برترين اعمال را انجام دهند. به علت آسان بودن متعه حج، مردم به جا آوردن عمره در غير از ماههاي حج را ترك كردند. پيامبر -صلى الله عليه وسلم- خواست كه خانه خدا در طول سال خالي نباشد. به همين دليل حج واجب را در ماههاي حج به تنهايي به جا آورند. سپس در طول سال عمره خود را انجام دهند. اين عمل به اجماع علماي مذاهب چهارگانه اهل سنت و علماي ديگر داراي ثواب بيشتري است. چنانچه امام براي مردمش امر بهتر را برگزيند در واقع از امر ديگري نهي كرده است. بنابراين نهي عمر از متعه حج بنا به وجه اختيار بود نه تحريم. برخلاف آنچه اين گروه  ادعا مي‌كنند او نگفت من آنها را حرام اعلام مي‌كنم. بلكه گفت: من شما را از انجام آن دو عمل نهي مي ‌كنم. نهي او از متعه حج بنا به انتخاب عمل بهتر بود نه تحريم آن. گفته شده است: او از فسخ [نيت حج و عمره] مردم را نهي مي ‌كرد. فسخ در نظر بسياري از علما حرام است. اين امر جزو مسائل اجتهاد است. ابوحنيفه، مالك و شافعي فسخ را حرام مي ‌دانند. اما امام احمد و فقهاي ديگر به ويژه فقهاي معاصر فسخ را نه تنها حرام نمي ‌دانند بلكه آن را مستحب نيز مي‌ شمارند. بلكه بعضي از آنها آن را واجب نيز مي ‌دانند و از نظر علما در اين مسأله پيروي نمي ‌كنند. بلكه به گفته علي، عمران بن حصين، ابن عباس و ابن عمر و اصحاب ديگر در اين امر عمل مي ‌كنند.

اما آنچه كه در نهي عمر از نكاح متعه ذكر شده بايد گفت از پيامبر -صلى الله عليه وسلم- روايت شده است كه ايشان نكاح متعه را پس از آنكه حلال بود حرام اعلام كرد. راويان ثقه در صحيحين و كتابهاي ديگر از زهري به نقل از عبدالله و حسن دو پسر محمد بن حنيفه به نقل از پدرشان محمد بن حنيفه او هم به روايت از پدرش علي بن ابيطالب -رضي الله عنه- روايت كرده‌ اند كه علي به ابن عباس -رضي الله عنهم- گفت: اگر نكاح متعه را حلال بداني تو گمراه و سرگردان هستي. پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در سال وقوع فتح خيبر، نكاح متعه و گوشت الاغهاي اهلي را حرام اعلام كرد. علماي مسلمان در دوران خودشان و داناترين مردم به كتاب و سنت و حافظان آن، چون مالك بن انس، سفيان بن عينيه و ديگران آن را از زهري روايت كرده ‌اند كه مسلمانان بر علم، عدل و حافظ بودن آنها اتفاق دارند. علما درباره اين حديث اختلافي ندارند كه اين حديث صحيح و مورد قبول است و هيچ عالمي درباره آن ترديد نداشته يا نسبت به آن طعن وارد نكرده است.

روايتهاي صحيحي آمده است كه پيامبر در روز فتح مكه متعه زنان را تا روز قيامت حرام كرده‌ است[صحيح مسلم 2/1025]. و راويان حديث علي اختلاف كرده‌ اند آيا «سال خيبر» فقط توقيت تحريم گورخرها (الاغهاي اهلي) است يا اينكه متعه نيز شامل آن تحريم است كه رأي اول گفته ابن عيينه و ديگران است و گفته‌ اند: كه در سال فتح مكه متعه تحريم شده است و كساني كه به راي ديگر رفته ‌اند گفته ‌اند اولا تحريم و سپس تحليل و سپس تحريم شده است. و طايفه سومي ادعا كرده‌ بعد از آن حلال شده و سپس در حجة الوداع حرام شده است.

روايتهاي متواتر بر تحريم متعه بعد از تحليل آن اتفاق دارد و صحيح اين است كه بعد از تحريم حلال نشده و در سال فتح مكه حرام شده و بعد از آن حلال نشده است، در سال خيبر حرام نشده و بلكه در آن سال گوشت گورخر (الاغ اهلي) حرام شده است. و ابن ‌عباس متعه و گوشت گورخر(الاغ اهلي) را مباح دانسته كه علي بن ابيطالب آن را تقبيح كرده‌ است.

از ابن عباس روايت شده است هنگامي كه حديث نهي به او رسيد از آن قول بازگشته است، و اهل سنت از علي و بقيه خلفاي راشدين در آنچه از پيامبر روايت كرده ‌اند، پيروي كرده‌ و شيعه با روايت علي از پيامبر مخالفت كرده‌ و قول مخالفان او را پذيرفته است[ منهاج السنة 4/184-191].

دهلوي در ضمن مذمت رافضه بر عمر و رد بر آن مي ‌گويد: از آن جمله است منع عمر از متعه زنان و متعه حج با اينكه اين دو متعه در زمان پيامبر وجود داشته و عمر آنچه را خداوند حلال كرده بود منسوخ نمود، به دليل آنچه در نزد اهل سنت ثابت شده است كه گفته: «دو متعه در دوران رسول خدا بوده و من از آن دو نهي مي ‌كنم».

جواب: اينكه صحيح‌ ترين كتب در نزد اهل سنت كتب سته (شش‌گانه) است كه صحيح‌ ترين آنها بخاري و مسلم است و مسلم در صحيح خود از سلمه بن اكوع و سبره بن معبد جهني آورده است كه پيامبر متعه را بعد از اينكه براي سه روز اجازه داده بود حرام نمود و تا قيامت حرمت آن را اعلان نمود و شبيه اين روايت در كتب ديگر نيز وجود دارد. در صحيحين و بقيه كتب اهل سنت براساس روايت ائمه از علي تحريم آن ثابت شده است اگر شيعه ادعا كند كه آن در غزوه خيبر بوده و سپس در جنگ اوطاس حلال شده است، اين ادعا مردود است. چون جنگ خيبر مبدأ تحريم گوشت گورخر است نه متعه زنان و گروهي از اهل سنت از عبدالله و حسن دو فرزند محمد بن حنفيه از پدرشان از حضرت علي (كرم الله وجهه) نقل كرده ‌اند كه گفته است: «پيامبر به من امر كرده است براي تحريم متعه ندا دهم» پس دانسته شد كه تحريم متعه در دوران رسول خدا يك يا دو بار صورت گرفته است، هر آنكه نهي به او رسيده بود از آن امتناع كرده‌ است و هر كس به او نرسيده بود، خير. هنگامي كه در دوران عمر ارتكاب به آن شايع شد حرمت آن را ظاهر و روشن نمود و مرتكب آن را تهديد مي ‌كرد و آيه ‌هاي قرآن بر حرمت متعه دلالت دارد.

متعه حج: يعني اداي اركان عمره با حج در يك سفر و در ماههاي حج قبل از بازگشت به خانه و كاشانه، كه عمر هرگز ازآن منع كرده‌ است و در روايت تحريم از او افتراي روشني است،‌ آري نظر او اين بود كه حج تنها و عمره تنها بهتر از حج و عمره هر دو در يك احرام [يعني حج قران] و يا در يك سفر [يعني حج تمتع] است كه امام شافعي و سفيان ثوري و اسحاق بن راهويه و ديگران برآنند، زيرا خداوند مي‌ فرمايد: (وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ) . «حج را با عمره به اتمام برسانيد».

تا اينكه مي ‌گويد: (فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ). (البقرة: 196). «هر كس كه عمره را با حج تمتع كند آنچه را كه از قرباني ميسر شد ذبح نمايد».

كه خداوند قرباني را بر متمتع واجب كرده است نه بر حج مفرد. و آن نيز به خاطر جبران نقصان است، همچنانكه اگر در حج اشتباهي رخ دهد آن را واجب كرده‌ است. چون پيامبر در حجة الوداع حج مفرد انجام داد و در عمره قضا و عمره جعرانه، فقط عمره را به جا آورد كه در آن حج ننمود و عليرغم وجود مهلت به مدينه بازگشت.

اما آنچه از قول عمر نقل كرده‌ اند كه «من از آن دو نهي مي ‌كنم» بدين معناست كه فاسقان و عوام الناس به نص كتاب اهميت نمي ‌دهند كه همان آيه شريفه است كه مي ‌گويد: (فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ). (المؤمنون: 7 والمعارج: 31). «هر كس غير از آن بجويد پس آنها از تجاوزكارانند».

نيز: (وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ). «جمع حج و عمره را براي خدا اتمام نماييد».

مگر اينكه حاكم و سلطان بر آنها مسلط شده و آنها را به مراعات اوامر و نواهي مجبور كند، به همين دليل نهي را به خود اضافه كرده‌ است، به همين دليل ساختگي بودن اقوال اينها و گمراهي‌شان روشن شده، سخن حق همواره برتر است.[مختصر التحفة الاثني عشرية ص8-256]

بنابراين بطلان ادعاي اين گروه در مذمت عمر براي نهي دو متعه روشن مي ‌شود، چون حج تمتع را نه به خاطر تحريم بلكه براي انتخاب افضل و بهتر منع كرده بود و آن هم به خاطر ترس از اينكه مردم خانه كعبه را در ماههاي غير حج خالي كنند. گفته شده است كه عمر فسخ حج را نهي كرده‌ است كه اين گفته اكثر اهل علم است، همچنانكه ابن قدامه نقل كرده‌ است، چون حج يكي از دو مناسكي است كه فسخ آن همانند عمره جايز نيست[المغني ابن قدامه 5/252.].

اما كسي كه متعه زنان را بعد از اينكه حلال بود حرام كرده‌ است خود رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- بوده و علي از شديدترين مخالفان آن بوده است و ابن ‌عباس آن را حلال مي‌ دانست و علي او را به خاطر اين نظر تقبيح و محكوم كرد‌ و ابن‌عباس دوباره از قول خود بازگشت. چون حديث تحريم كه علي از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- روايت كرده‌ به او نرسيده بود. همچنين احاديث تحريم متعه از طرف غير علي و بقيه صحابه نيز روايت شده است كه در كتب صحاح اهل سنت آمده است، پس چه مذمتي بر عمر است كه نهي از متعه بعد از اثبات تحريم آن از طرف شخص رسول خدا-صلى الله عليه وسلم- تا روز قيامت است.

نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 19:3 | لینک ثابت |

                                                                                                        
شيخ‌الاسلام مولانا عبدالحميد امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در خطبه‌هاي جمعه 6/بهمن/1385 مقارن با ششم محرم 1428 هـ.ق از دو شخصيت برجسته تاريخ اسلام كه در ماه محرم به شهادت رسيدند ياد كرد و سپس به بيان موقف اهل‌سنت در مورد عزاداري پرداخت.

وي گفت: اول ماه محرم مصادف است با شهادت خليفه دوم حضرت عمر رضي‌الله‌عنه؛ و در دهم محرم شهادت سيدنا حسين رضي‌الله‌عنه اتفاق افتاده است.

خطيب اهل‌سنت زاهدان افزود: حضرت عمر شخصيتي بود كه حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌ عليه وسلم براي اسلام آوردن ايشان دعا فرمودند. در روزهاي آغازين دعوت اسلامي، در حالي كه پيامبر اسلام و مسلمانان با مصائب و مشكلات سختي مواجه بودند و به صورت مخفيانه به عبادت مي‌پرداختند، پيامبر اكرم صلي‌الله عليه وسلم به درگاه پروردگار چنين دعا كرد: بارالها اسلام را با عمر بن خطاب يا عمرو بن هشام ياري فرما. اين دعا مورد قبول واقع شد و حضرت عمر شكار دعاي آن‌حضرت صلي‌الله عليه وسلم شد.


حضرت عمر كه با تحريك مشركان مكه به قصد به شهادت رساندن حضرت رسول صلي‌الله عليه وسلم حركت كرده بود، چنان در مسير رسيدن به محل اقامت آن‌حضرت صلي‌الله عليه وسلم منقلب گشت كه با ديدن حضرت رسول‌الله صلي‌الله عليه وسلم به قدمهاي ايشان افتاد و گفت به من كلمه شهادت بياموزيد. پيامبر اسلام پس از تعليم كلمه شهادت، دست مباركش را بر سينه حضرت عمر كشيدند و چنين دعا كردند: بارالها هر چه بغض و كينه در سينه عمر است آنها را بيرون بياور......

ادامه سخنان این عالم جلیل القدر را  از قسمت پایین که نوشته شده ادامه مطلب بخوانید

اما  این سخان هم خالی از لطف نیست


خطيب جمعه اهل‌سنت زاهدان در پايان به بحثي كه در كنفرانس تقريب و گفت‌وگو بين مذاهب اسلامي در دوحه پايتخت قطر اتفاق افتاده بود اشاره كرد و گفت: در پايان به مطلبي كه در يكي سايت‌هاي اينترنتي آمده بود اشاره مي‌كند. هفته گذشته كنفرانسي براي بحث پيرامون راههاي علمي تقريب بين مذاهب اسلامي در دوحه پايتخت قطر با حضور علماي برجسته جهان اسلام برگزار شد. يكي از علماي عرب شركت‌كننده در اين كنفرانس سؤالي را از يكي علماي طراز اول شيعه و از شخصيتهاي برجسته ايراني كه در زمينه تقريب مذاهب اسلامي در تهران كار مي‌كند پرسيده است كه چرا اهل‌سنت تهران مسجدي در تهران ندارند و اجازه ساخت مسجد به آنها داده نمي‌شود؟ ايشان در جواب با استفاده از صيغه جمع گفته است كه برادران اهل سنت در تهران مساجد دارند! در حالي كه حقيقت غير از اين است؛ اين خبر خيلي مرا تكان داد و من سخت از ايشان گلايه‌مند هستم.
بنده ايشان را مي‌شناسم، با ايشان تماس خواهم گرفت و از اين پاسخ گلايه خواهم كرد. ساخت مسجد اهل‌سنت در تهران يكي از انتظارات مسلمانان ديگر كشورهاي اسلامي و جامعه اهل سنت ايران است. چرا در ام‌القري و پايتخت ايران در يك نظام اسلامي اجازه ساخت مسجد به اهل‌سنت داده نمي‌شود. واقعا اين يك ضعف بزرگ براي مسئولين نظام است.
اگر اهل‌سنت مسجدي در تهران داشته باشند چه ضرري دارد؛ به خدا قسم نه ضرري براي شيعه دارد نه براي حكومت. بلكه وجود مسجد اهل‌سنت در تهران مايه عزت و نقطه قوتي براي نظام جمهوري اسلامي است.
اگر چنين شود ديگر كسي نمي تواند چنين سؤالي را در حضور هيئت‌هاي ايراني در خارج مطرح كند. براي مردم كشورهاي ديگر اسلامي اين سؤال همواره مطرح است كه چرا در تهران كليسا و معبد براي نصاري و يهود وجود دارد، اما مسجدي مختص اهل‌سنت وجود ندارد. اين ضعف بزرگي است، مسؤلين نظام جمهوري اسلامي كه ديگران را به وحدت فرامي‌خوانند چرا اين ضعف را بر طرف نمي‌كنند.
ما زماني مي توانيم به وحدت و انسجام واقعي و عملي دست يابيم و خاري در چشم دشمنان اسلام باشيم كه وحدت ما واقعي و عملي باشد. كسب رضايت جامعه اهل‌سنت براي نظام كسب رضايت خداوند خواهد بود و اين باعث سربلندي جامعه شيعه و نظام جمهوري اسلامي در جهان اسلام خواهد شد. نگذارند كه افراطيون در حكومت اثر بگذارند.
خدا مي‌داند كه ما خيرخواهانه مسائل را مطرح مي‌كنيم. برادران اهل‌سنت كه در تهران نماز جمعه را در مدرسه پاكستانيها برگزار مي‌كردند دوماه است سرگردان هستند و نتوانستند جايي را به صورت كرايه براي اداي نماز جمعه تهيه كنند. از مسئولين نظام مي خواهيم كه ما را در انجام مسئوليت ديني‌مان ياري كنند؛ ما و همه علما نسبت به مسائل ديني در قبال مردم مسئوليت داريم.

به نقل از سایت سنی انلاین

نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 18:42 | لینک ثابت |

 


آياپيامبر (ص) با حديث «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» صراحتاً خلافت علي را اعلام كرده است ؟

 
مي گويند

محققي که در اين موضوع به دنبال حقيقت است، مي ‌بيند كه نص بر خلافت علي بن ابيطالب واضح و روشن است مثل حديث پيامبر «من كنت مولاه فهذا علي مولاه».«هر كس كه من مولاي او هستم علي نيز مولاي اوست».

اين حديث مورد اتفاق شيعه و سني است. اما ادعاي اجماع انتخاب ابوبکر در سقيفه و سپس بيعت با او در مسجد، بي ‌اساس است، زيرا چگونه اين اجماع رخ داده در حالي که علي، عباس و بقيه بني هاشم و همچنين اسامه بن زيد، زبير و سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بن اسود، عمار بن ياسر، حذيفه بن يمان، خزيمه بن ثابت، ابوبريده اسلمي، براء بن عازب، ابي بن كعب، سهل بن حنيف، سعد بن عباده، قيس بن سعد، ابوايوب انصاري، جابر بن عبدالله، خالد بن سعيد و بسياري ديگر از آنها تخلف كردند؟ پس اي بندگان خدا، اجماع كجاست؟».


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نادر کامیاب در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 18:20 | لینک ثابت |

نرم افزار پخش انواع فرمت GOM PLAYER

این نرم افزار بهترین نرم افزار پخش فایلهای مانند : AVI,FLV,MPG.MPG4.MP3.3GP و غیره ...   که       می توان گفت که پر قدرت ترین نرم افزار جهان می توان گفت حتماً دانلود کنید .

حجم فایل ۴.۱۳ مگابایت

دانلود

نوشته شده توسط نادر کامیاب در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 15:20 | لینک ثابت |

                                    

                                               

پرسش وپاسخ اهل سنت جنوب
روزه رمضان
1- معناي لغوي و شرعي صوم (روزه)چيست؟
روزه در لغت امساک و خودداري از خوردن يا حرف زدن و غيره است
و در شرع عبارت از اين است که فرد مکلف مسلمان مميز نيت کند که در تمام روز از همه آنچه که روزه را باطل مي کندامساک و خوداري نمايد و از حيض و نفاس و زايمان و بيهوشي و مستي دورباشد
2- روزه رمضان چه حکمي دارد؟
يکي از ارکان اسلام است
3- روزه رمضان در چه سالي واجب شد؟
در شعبان سال دوم هجري و پيامبر اسلام صلي الله عليه و اله وسلم نه سال ماه رمضان را روزه گرفت
4-آيا در شريعت هاي گذشته روزه واجب بوده است؟
بله. اما روزه با اين کيفيت ازويزگي امت اسلام است
وجوب روزه رمضان
5- روزه رمضان با چه چيزي واجب مي شود؟
روزه رمضان يا به وسيله رويت هلال در شب سي ام شعبان و يا کامل شدن سي روز شعبان واجب مي گردد
6-شرايط ضروري رويت هلال کدامند؟
بايد آسمان ابري نباشد که رويت را غير ممکن سازد قاضي دستور رويت بدهد شاهد به لفظ اشهد شهادت دهد و شاهد عادل باشد
7-ماه رمضان و توابع آن مثل تراويح و غيره با چه چيزي ثابت مي شوند؟
به نسبت روزه به وسيله خبر شخصي عادل ثابت مي شود اما احکام مربوط به فرا رسيدن تنها به وسيله دو شاهد به ثبوت مي رسد.
8-اگر ماه در شهري ديده شود چه حکمي دارد؟
بر مردم آن شهر و شهر ديگري که با آن شهر هم افق باشند بنا به قول به اتحاد افقها روزه واجب است
9-اگر شخصي در افق محل با افق محل رويت شک کند چه حکمي دارد؟
مادامي که در شک استروزه بر آن واجب نيست چون اصل عدم وجوب است
10-از شک شخص مذکور از بين برود چه حکمي دارد؟
قضاي روزه بر او واجب است
11-اگر شخصي از محلي که هلال در آن رويت شده به محلي که با آن اختلاف افق
دارد مسافرت بنمايد و مردم آنجا روزه باشند يا روزه نباشند چه حکمي دارد؟
در هر دو حالت همراهي با آنها واجب است
12-اگر شخصي از شهر خود به شهر ديگري که اختلاف افق دارد روز سي ام شعبان حرکت کند و به خاطر عدم رويت هلال روزه نباشد و همان روزبه شهر ديگري که مردمش روزه اند برسد چه حکمي دارد؟

لازم است بقيه روز را امساک کند و اگر با آنها در عيد گرفتن موافقت کند بايد آن روز را قضا کند و اگر قبل از عيد به شهرش برگشت لازم است با آنها موفقت کند

13-شخصي بخاطر ثبوت هلال در شهرش اول ماه به شهري که اختلاف افق دارد مسافرت ميکند و قبل از غروب به آن شهرمي رسد و ميبيند مردمش روزه نيستند چه حکمي دارد؟
با آنها افطار ميکند و قضاي آن روز بر او واجب نيست هر چند با آنان بيست و نه روز روزه گرفته باشد
14-سببهاي ويژه روزه رمضان را نام ببريد؟
داراي نه سبب است اول گمان فرا رسيدن ماه رمضان به وسيله اجتهاد به هنگام نبودن بينه و ناتواني از رويت دوم رويت هلال به وسيله شخص عادل سوم رويت هلال به وسيله شخص عادل هر چند شهادت بر رويت نداده باشد يا شهادت دهد ولي قاضي بر رويت حکم نکند چهارم خبر فرد موثقي به رويت هلال پنجم خبر دادن کسي که مخبر اعتقاد به صدق او داشته باشد هر چند زن يا کودک باشد ششم حساب حسابگر به نسبت خودش هفتم پيشگويي منجم به نسبت خودش و کسي که او را تصديق مي کند پس بر او و تصديق کننده واجب است

شرايط وجوب روزه رمضان

15-شرايط وجوب روزه کدامند؟
شرايط وجوب روزه چهارند اسلام بلوغ عقل و توانايي حسي وشرعي
16-آيا روزه بر کافر اصلي واجب است؟
خير اما اگر بر کفر بميرد به خاطر آن مجازات مي شود و اگر اسلام آورد از عهده او ساقط ميگردد
17-آيا بر مرتد قضاي روزه واجب است؟
اگر دوباره اسلام بياورد واجب است
18-اگر کافر اصلي بخواهد قضاي روزه زمان کفرش را به جا آورد آيا منعقد مي شود؟
روزه اش منعقد نمي شود
19-اگر شخصي عمدا موجبات زوال عقلش را فراهم سازد چه حکمي دارد؟
بعد از بهوش آمدن قضاي آن واجب است
20-اگر شخصي دچار بي هوشي شود و سپس بيدار شود آيا قضاي روزه بر او واجب
است؟
بله
21-ناتواني شرعي از روزه چيست؟
حيض زايمان و نفاس است
22-ناتواني حسي چيست؟
آن است که موجب ضرر يا مشقت صاحبش شود که عادتا نمي تواند آن را تحمل کند
23-اسباب ناتواني حسي کدامند؟
هفت سبب به شرح زير مي باشد پيري .بيماري.شدت تشنگي و گرسنگي. اشتغال به کاري که روزه گرفتن با آن موجب مشقت مي شود و در حالت عادي قابل تحمل نباشد .شير دادن که ترس ضرر رساندن به مادر و بچه داشته باشد.انساني که در حال هلاکت باشد و سفري که مباح باشد
24-نگرفتن روزه به واسطه چه بيماري اي جايز است؟
هر گاه بيماري شديد و در حالت عادي قابل تحمل نباشد
25-آيا بر بيمار لازم است که به هنگام شب نيت کند؟
اگر بيماري اش متوالي باشد لازم نيست و اگر پي در پي نباشد لازم است
26-آيا نگرفتن روزه براي کساني که به کارهاي سخت مشغولند جايز است؟
اگر کارشان طاقت فرسا باشد جايز است و لازم است که در شب نيت کند
27-اگر زني براي شير دادن اجير شده باشد و يا بخواهد از روي تبرع کودکي را شير
دهد آيا نگرفتن روزه بر او جايز است؟
در حالت قبلي نگرفتن روزه جايز است
28-اگر بخواهد انساني را نجات دهد آيا جايز است روزه اش را بشکند؟
بله
29-شرايط روزه نگرفتن در سفر چيست؟
سه شرط دارد اول سفر قصر باشد دوم قبل از روزه آغاز شده باشد سوم مسافر قصد مند که در وطن روزه سفر را قضا کند
30-براي کسي که هميشه در سفر است ميتواند روزه نگيرد؟
خير اما اگر بخواهد در ايام ديگر روزه را قضا کند ميتواند روزه نگيرد
شرايط صحت روزه
31- شرايط روزه ماه رمضان کدامند؟
شرايط صحت روزه رمضان سه شرط ميباشد اول مسلمان بودن در طول روز دوم تمييز نابراين روزه مست و بي هوش که در تمام روز مست و بي هوش باشد صحيح نيست سوم زن روزه دار در تمام روز از حيض و نفاس و ولادت پاک باشد
32-آيا نيت رخصت در سببهاي هفتگانه شرط است؟
بله به هنگام افطاري شرط است
33-سه شرطي که در سوال 31ذکر شد آيا در روزه غير رمضان مانند روزه نافله کفاره
و غيره شرط است؟
بله افزون بر شرايط روزه رمضان بايد در روزي نباشد که روره گرفتن در آن حرام است
34-آيا روزه شخص مميز مانند کسي که در طول روز بخوابد صحيح است؟
بله
ارکان روزه
35-ارکان روزه کدامند؟
نيت و امساک از همه باطل کننده هاي روزه در طول روز
36-کاملترين شکل نيت چگونه است؟
آن است که نيت کننده بگويد نيت مي کنم روزه فردا از ماه مبارک رمضان امسال را بگيرم
37-نيت از چه شرايطي بر خوردار است؟
شرايط آن چهارند:درک معناي روزه دانستن اوصاف روزه نيت کردن قبل از سحر و عدم تعليق نيت
38-آيا بر زبان آوردن نيت و تعيين روز در روزه شرط است؟
خير
39-هر گاه کسي بگويد که اگر خدا بخواهد فردا را روزه ميگيرم روزه اش چه حکمي
دارد؟
اگر قصد تعليق داشته باشد اشکال دارد ولي اگر قصد تبرک داشته باشد اشکال ندارد
40-آيا با ترک نيت در شب يا روز موجب باطل شدن آن مي شود؟
فقط ترک آن در شب موجب باطل شدن نيت است
41-آيا چيزهايي مانند خوردن نوشيدن يا جماع کردن قبل از سحر نيت را باطل ميکند؟
خير مگر ارتداد هر چند در روز باشد
42-هر گاه شخصي در طلوع فجر شک داشته باشد و روزه را نيت کند روزه اش چه
حکمي دارد؟
روزه اش صحيح نيست چون در نيت ترديد دارد
43-اگر کسي قبل از طلوع فجر نيت روزه کند و سپس در طلوع فجر شک کند چه
حکمي دارد؟
روزه اش صحيح است چون اصل بقاي فجر است
44- اگر براي شخصي طلوع فجر متحقق شود و سپس شک کند که آيا قبل از طلوع
فجر نيت کرده يا بعد از آن آيا روزه اش صحيح است؟
روزه اش صحيح نيست مگر اين که نيت کردن قبل از سحر يادش آيد و عدم صحت روزه وقتي است که قبل از غروب شک عارض شود اما بعد از آن اثري ندارد
45-اگر شخصي شک کند که آيا شب نيت کرده يا خير روزه اش چه حکمي دارد؟
روزه اش صحيح نيست مگر اين که به ياد آورد که نيت کرده است وشک کردن قبل از غروب اشکال ندارد
46-آيا در روزه نا فله نيت کردن در شب واجب است؟
در روز نافله نيت در شب و تعيين روز واجب نيست
47-روزه نافله چه شرايطي دارد؟
نيت بايد از زوال آفتاب باشد و چيزهايي که روزه را باطل ميکند مثل خوردن نوشيدن جماع و حيض بر نيت مقدم نشود
مستحبات روزه رمضان
48- براي روزه دار چه چيزهايي مستحب است؟
بسيارند که از ميان مي توان تاخير در خوردن سحري تعجيل در افطار .افطاربا خرما و آب دعا کردن بعد از افطار زياد خواندن قرآن صدقه دادن غسل جنابت قبل از فجر و خودداري از مکروهات روزه را نام برد
49-اگر روزه داري در حال راه رفتن افطار کند آيا اين کار شخصيتش را خدشه دار مي کند؟
خير
مکروهات روزه رمضان
50-مکروهات روزه رمضان کدامند؟
تاخير در افطار مکيدن پستان چشيدن طعام غسل کردن بدون ضرورت بوسيدن همسر در آغوش گرفتن مسواک زدن بعد از زوال تا غروب آفتاب خون دادن حجامت دشنام دادن و بوييدن گلها براي شخص روزه دار مکروه است
51-اگر روزه دار افطار را بدون قصد به تاخير بياندازد آيا مکروه است؟
خير
52-آيا خون گرفتن به جهت ضرورت مکروه است؟
خير
53-موانع صحت روزه کدامند؟
کفر ارتداد حيض نفاسو زايمان
54-چه چيزهايي روزه را باطل مي کند؟
نه تا هستند اول خوردن و آشاميدن از روي عمد و اختيار و آگاهي دوم جماع اگر چه به مقدار ختنه گاه داخل شود سوم خروج مني به وسيله استمنا چهارم حيض پنجم نفاس ششم زايمان هفتم ديوانگي هشتم ارتداد نهم استفراق عمدي
55-اگر بوي طعام به واسطه استشمام به بيني برسد يا اثر طعام بدون خورده شدن
چيزي حاصل آيد چه حکمي دارد؟
اشکال ندارد
56-اگر شخصي دهانش را باز کند و گرد و غبار و ذرات آرد وارد دهانش شود آيا تاثيري
در روزه دارد؟
اشکال ندارد مگر اين که عمدي باشد مثل اين که غبار را از هوا ببلعد
57-آيا بلعيدن آب دهان ضرر دارد؟
با سه شرط ضرر ندارد پاک باشد يا چيز ديگري مخلوط نباشد و از غدد بزاقي دهان شخص حاصل شده باشد
58-اگر کسي از روي عمد و آگاهي آب دهان را از دهان خارج کند و سپس ببلعد روزه
اش چه حکمي دارد؟
باطل ميشود
59-شخصي که هميشه لثه اش خون ريزي مي کند چه حکمي دارد؟
اگر احتراز آن مشکل باشد اشکال ندارد
60-اگر کسي مسواکش را با آب بشويد و در حالي که خيس باشد مسواک بزند و آب
دهانش راببلعد چه حکمي دارد؟
روزه اش باطل ميشود
61-اگر کسي قبل از طلوع فجر آب بياشامد و اثر آب تا طلوع فجر در دهانش باقي
بماند و آب دهانش را ببلعد چه حکمي دارد؟
روزه اش باطل مي شود بر خلاف اثر آب در حال مضمضه که اشکالي ندارد
62-اگر کسي خوني را که از لثه اش خارج مي شود بخورد چه حکمي دارد؟
اگر از روي عمد و آگاهي باشد روزه اش باطل مي شود
63-فرو رفتن آب مضمضه و استنشاق چه حکمي دارد؟
اگر مبالغه نکند اشکال ندارد
64-اگر کسي در حال روزه دهان يا بيني اش نجس شود و در مضمضه و استنشاق
مبالغه کند چه حکمي دارد؟
روزه اش باطل نمي شود
برای اطلاعات بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نادر کامیاب در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 15:3 | لینک ثابت |